تبليغاتX
COFFIN

GO TO MY HELL

 QUeeN

سلام امروز می خوام در مورد یکی از بزرگان موسیقی راک بنویسم یعنی: مارش ملکه سیاه کویین ....

پدیده کویین نه فقط در غرب بلکه در تمام دنیا آن چنان ریشه دار ومقبول است که این گروه را پس از بیتلز دومین تحول بزرگ موسیقی معاصر قلمداد کردند.

فردی مرکوری یا فرخ بولسار مغز متفکر و خواننده اصلی گروه کویین اصل ونصب ایرانی داشت.

چندی پیش ترانه"حماسه کولی" کویین به عنوان ترانه برتر هزاره انتخاب شد.

بسیاری از خوانندگان برجسته جهان نظیر "التون جان" . "جرج مایکل" و "دیوید بوی" سعی کردند جای خالی فردی را در گروه کویین پر کنند اما به قول "راجر تیلر" : کفش های فردی آن قدر بزرگ بود که به آسانی پر نمی شد.

کویین به چنان موفقیتی در عرصه موسیقی دست یافت که کمتر گروهی می توان به آن دست یابد.

حماسه کولی قصه جوانکی است که دستش را بر سر اتفاق به قتل مردی آلوده کرده واین شب آخر اوست در سلول انفرادی زندان...................

او روح خود به شیطان فروخته واینک قصد دارد آن را باز پس گیرد اما شیاطین او را رها نمی کنند .

او قادر نیست نام خدا را بر زبان آورد اما ناگهان در دنیای تب آلود وحشت واوهام پیش از اعدام نام خدارا به عربی بر زبان می آورد:

"بسم الله" نام خدا به هر زبان آرامش بخش است و بدین ترتیب روح را از شیطان باز می ستاند.................او با استعانت از نام پروردگار خویش رستگار شده است......

حماسه کولی


Is this the real life ?
Is this just fantasy ?
Caught in a landslide
No escape from reality
Open your eyes
Look up to the skies and see
I'm just a poor boy, I need no sympathy
Because I'm easy come, easy go
A little high, little low
Anyway the wind blows, doesn't really matter to me, to me

Mama, just killed a man
Put a gun against his head
Pulled my trigger, now he's dead
Mama, life had just begun
But now I've gone and thrown it all away
Mama, ooo
Didn't mean to make you cry
If I'm not back again this time tomorrow
Carry on, carry on, as if nothing really matters

Too late, my time has come
Sends shivers down my spine
Body's aching all the time
Gotta leave you all behind and face the truth
Mama, ooo - (anyway the wind blows)
I don't want to die
I sometimes wish I'd never been born at all

I see a little silhouette of a man
Scaramouch, scaramouch will you do the fandango
Thunderbolt and lightning - very very frightening me
Gallileo, Gallileo,
Gallileo, Gallileo,
Gallileo Figaro - magnifico

But I'm just a poor boy and nobody loves me
He's just a poor boy from a poor family
Spare him his life from this monstrosity
Easy come easy go - will you let me go
Bismillah
! No - we will not let you go - let him go
Bismillah
! We will not let you go - let him go
Bismillah
! We will not let you go - let me go
Will not let you go - let me go (never)
Never let you go - let me go
Never let me go - ooo
No, no, no, no, no, no, no -
Oh mama mia, mama mia, mama mia let me go
Beelzebub has a devil put aside for me
For me
For me

So you think you can stone me and spit in my eye
So you think you can love me and leave me to die
Oh baby - can't do this to me baby
Just gotta get out - just gotta get right outta here

Ooh yeah, ooh yeah
Nothing really matters
Anyone can see
Nothing really matters - nothing really matters to me

Anyway the wind blows...

این زندگی سراسر خیال است یا واقعیت ؟

این دنیا سراسر وهم است یا حقیقت؟

در این زمین بی ثبات

گریز از واقعیت ممکن نیست.........

چشم بگشا.....به آسمان ها بنگر وببین

من پسر بی نوایی بیش نیستم.....نیازی به همدردی شما ندارم

کمی بالا یا کمی پایین برایم فرقی نمی کندهر چه پیش آید خوش آید....

هر اتفاقی که بیافتد برایم مهم نیست .....اصلا مهم نیست

مامان!.....من مردی را کشته ام

اسلحه را روی شقیقه اش گذاشتم.......

ماشه را کشیدم و حالا او مرده!

مامان زندگیم تازه آغاز شده بود

اما خیلی زود همه چیز را رها کردم......

ممان!نمی خواستم ناراحتت کنم

اگر فردا همین موقع بر نگشتم

جوری تاب بیاور انگار هیچ اتفاقی نیافتاده.......

دیگر دیر شده.......به زودی اعدامم می کنند..........

پشتم به لرزه افتاده دردی جان کاه در تن دارم

همگی بدرود.........دیگر وقت رفتن است

باید همه چیز را رها کنم با حقیقت روبه رو شوم

آه مامان!.....نمی خواهم بمیرم........

گاه آرزو می کنم ای کاش هرگز به دنیا نیامده بودم.....

شبح مردی را می بینم ........

ای دلقک ایتالیایی ! نمی خواهم اسپانیایی برقصی؟!

صاعقه و آذرخش بس هراسانم می کنند.....

چه با شکوه !.......در عوض من تنها پسر بد بختی هستم که هیچ کس دوستم ندارد

او تنها بچه بیچاره ای است که از خانواده در مانده!

((زندگیش را به او باز گردان واز این فلاکت رهایش کن!))

باری به هر جهت ....رهایم کنید!

"بسم الله"!........"نه رهایت نمی کنیم"

رهایش کنید!"بسم الله" .........رهایت نمی کنیم!

رهایم کنید!.."هرگز"

رهایم کنید!........"هرگز"....... آه ه ه .....رهایم کنید!

هرگز! هرگز! هرگز! هرگز! هرگز!

(آه خدایا !).آه خدایا نجاتم بده!

شیطان با نقشه شومی به کمینم نشسته.......به کمین من....

و تو ماندیشی که می توانی سنگسارم کنی وبه صورتم تف بیاندازی؟

می اندیشی که می توانی عشقم را به چنگ آوری ورهایم کنی تا به حال خود بمیرم؟

آه رفیق!....... نمی توانی با من چنین کنی!

حالا باید بروم......باید از این جا فرار کنم..........

دیگر هیچ چیز اهمیتی ندلرد....همگان شاهد باشند

دیگر هیچ چیز برلیم مهم نیست..........

هیچ چیز....

باد به هر سو که می خواهد بوزد.......

شعر و موسیقی از "فرد مر کوری" 

 

|+| نوشته شده توسط hellboy در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 7:33 بعد از ظهر |